الشيخ محمد علي الگرامي القمي
67
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
انسانى ظاهر مىشوند » . « 1 » تقريباً مفهومگرا هستند و فقط به دو گونه شناخت حدسى و منطقى معتقدند كه احساسى و مفهومى نيز خوانده مىشود . نوكانتيانيستها ، مانند آلبرت لانگه ( 1875 - 1828 م ) و فولكت ( 1930 - 1848 م ) نيز تحت تأثير فلسفهى ايده هستند و بررسى مسائل انديشه و شناخت ، مهمترين و اساساً همه چيز فلسفهى آنها را تشكيل مىدهد . فلسفه زندگى يك مكتب ديگر فلسفى است : پيروان فلسفه زندگى اصرار دارند كه همهى واقعيت را به وسيلهى زندگى توضيح دهند و جهشى كه در دنياى فلسفهى غرب به وجود آوردهاند اين است كه مىخواهند قالب فلسفهى جديد پس از رنساس ( 1900 - 1600 م ) ، بهويژه فلسفهى شناخت و نقادى كانت را يكسره از ميان بردارند . از ميان رهبران اين مكتب ، هانرى برگسون ( 1941 - 1859 م ) واميل بوترو ( 1921 - 1845 م ) و ويليام جيمز آمريكائى ( 1910 - 1842 م ) را بايد نام برد . هرچند ميان پيروان اين مكتب اختلافاتى وجود دارد ، ليكن همهى آنها : 1 - فعاليتگرا ( اكتواليست ) هستند و در نظرشان فقط جنبش و تحرك و زندگى تحقق دارد و هستى و مفهوم و ماده و غيره ، همه متفرع بر حركت و زندگى هستند . « برگسون » گفته است « در شدن ، چيزى بيشتر از بودن يافت مىشود » . 2 - فهمشان از علوم و واقعيت ، همگى آلى و ارگانيك ، براى زندگى و تحرك است و به خصوص از زيستشناسى خيلى استفاده مىكنند ؛ همانطور كه ماترياليستها از فيزيك . بعضى از آنها از تاريخ نيز
--> ( 1 ) - / فلسفهى معاصر اروپائى ، بوخنسكى ، ص 85